|
بچه ها این نقشه ی جغرافیاست بچه ها این قسمت اسمش اسیاست شکل یک گربه در اینجا اشناست چشم این گربه به دنبال شماست بچه ها این گربه ایران ماست بچه ها این سرزمین نازنین دشمن بسیار دارد در کمین داغ دارد هم به دل هم بر جوبن بوده نامش از قدیم ایران زمین یاد گار قوم پاک اریاست بچه ها از هر گروه هر نژاد دست اندر دست هم باید نهاد فارق از هر زنده بادو مرده باد سر به راه مملکت باید نهاد مام میهن عاشق این صلح و صفاست بچه ها این پرچم خیلی قشنگ پرچم سبزو سفیدو سرخ رنگ هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ خار چشم دشمنان چشم تنگ افتخار ما به ان بی انتهاست بچه ها این خانه ی اژدادی است گشته ویران تشنه ابادیست خسته از شلاق استبدادی است مرحم دردش کمی ازادی است + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 13:40 توسط nininemo |
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است! از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 13:30 توسط nininemo |
پشت یک مادشین نوشته بود سر سجاده ات مادر مرا امشب دعایم کن + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 13:24 توسط nininemo |
ما میرویم چون دلمان جای دیگر است ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 12:38 توسط nininemo |
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 19:10 توسط nininemo |
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 19:9 توسط nininemo |
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟! آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی،روی تو را کاشکی می دیدم... شانه بالا زدنت را بی قید... و تکان دادن دستت که، مهم نیست زیاد... و تکان دادن سر را که، عجیب!عاقبت مرد؟! + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 19:6 توسط nininemo |
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 19:14 توسط nininemo |
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 19:12 توسط nininemo |
شيرين من تلخي نكن با عاشق يه روزي مياد كه نميدونيم چي هستيم نده زندگيم رو بر باد، نده زندگيم رو بر باد من نميگم فرهاد كوه كنم من + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 10:45 توسط nininemo |
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 10:42 توسط nininemo |
به نام دوست که هر چه دارم از اوست*
نشانی ؟ (خانه دوست کجاست؟) در فلق بودم که پرسید سوار ؛آسمان مکثی کرد . رهگذر
شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد
سپیداری و گفت: نرسیده به درخت ؛ کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
ودر آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است . می
روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ؛ سر به در می آرد ؛ پس به سمت گل
تنهایی می پیچی ؛ دو قدم مانده به گل ؛پای فواره جاوید اساطیر زمین می
مانی و تورا ترسی شفاف فرا می گیرد . در صمیمیت سیال فضا ؛خش خش می شنوی : کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا ؛جوجه بردارد از لانه نور واز می پرسی . (خانه دوست کجاست). + نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 17:49 توسط nininemo |
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 17:47 توسط nininemo |
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387 17:43 توسط nininemo |
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 18:6 توسط nininemo |
یک سلام کهنه ولی عاقلانه که به رنگ دیوانگی شده یکم آرزو یا خواهش برای آدم های مثل خودم ... * چرا اینقدر دنیا بزرگه که آدم ها همدیگر را گم می کنند . * ای کاش کمی رنگ آسمان آبی تر بووود . * ولی خوبی های دنیا همش به رنگه زرده . * چی می شد آدم ها پرنده ها را برای قفس دوست نداشتن . * پس دعای ما شاید برای دیگران باشد نه خودمون . * منتظر میمونیم شاید ... *...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 18:2 توسط nininemo |
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 19:40 توسط nininemo |
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 19:38 توسط nininemo |
کویر سینه را از اشک ، دریا می کنم هر شب چه طوفان ها که در این دریا که بر پا می کنم هر شب ز پیش خلق خاموشم ، زبیم طعنه ها اما به در گاه خدای خویش لب وا می کنم هرشب ندارم بی تو فردایی ، ولی ز شوق دیدارت دلم را خوش به صبح فردا می کنم هر شب به همراه دل دیوانه ، مجنون وار می گریم به این سان با دل مجنون مدارا می کنم هرشب بیا یک شب تماشا کن ، با دوچشم خود که من جان کندن خود را تماشا می کنم هرشب + نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 16:54 توسط nininemo |
دو چشمت سرزمین آرزو هاست نگاهت داستان آشنایست امان از آن زمان که قلب عاشق گرفتار خزان یک جدائیست تو در آن سوی مرمر های احساس و من در جستجوی بک بهانه که شاید روزی از فصل شکفتن به تو گویم کلامی عاشقانه + نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 16:42 توسط nininemo |
|
| |||||